آگهی
صفحه اصلی
تنهایی

به تماشای شیطنت های زندگی نشسته ام و گذر عمر را می نگرم . ببین چگونه پاهای خسته ام را ،این زندگی قلقلک می دهد. به من می گویند: فردا طلوع دیگریست، با خورشید برخیز و غروب غمگین زندگی را برای همیشه از ذهن خود پاک کن، اما هر بارتلنگری مرا به دوردست ها فرا می خواند. این روزها می ترسم که مبادا جاده زندگی من دوباره از گذرگاههای تنگ وتاریک بگذرد. از تنهایی می ترسم. با من بمان و تنهایم نگذار که روزهای من ، بی تو جز بی رنگی ، رنگ دیگری نخواهد داشت.

نویسنده : میترا دهباشی

 

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

آگهی
آگهی
mod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_counter
mod_vvisit_counterامروز340
mod_vvisit_counterدیروز408
mod_vvisit_counterاین هفته340
mod_vvisit_counterهفته قبل2410
mod_vvisit_counterاین ماه7043
mod_vvisit_counterماه گذشته10648
mod_vvisit_counterآمار کل113333