آگهی
صفحه اصلی
تنهایی

به تماشای شیطنت های زندگی نشسته ام و گذر عمر را می نگرم . ببین چگونه پاهای خسته ام را ،این زندگی قلقلک می دهد. به من می گویند: فردا طلوع دیگریست، با خورشید برخیز و غروب غمگین زندگی را برای همیشه از ذهن خود پاک کن، اما هر بارتلنگری مرا به دوردست ها فرا می خواند. این روزها می ترسم که مبادا جاده زندگی من دوباره از گذرگاههای تنگ وتاریک بگذرد. از تنهایی می ترسم. با من بمان و تنهایم نگذار که روزهای من ، بی تو جز بی رنگی ، رنگ دیگری نخواهد داشت.

نویسنده : میترا دهباشی

 

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

آگهی
آگهی
mod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_counter
mod_vvisit_counterامروز84
mod_vvisit_counterدیروز301
mod_vvisit_counterاین هفته2019
mod_vvisit_counterهفته قبل2483
mod_vvisit_counterاین ماه7867
mod_vvisit_counterماه گذشته8105
mod_vvisit_counterآمار کل93160